تبليغاتX
دولت الدول

دولت الدول

آگاهی و مسئولیت در وبلاگ دولت الدول

بازيگر تازه محجبه مصري: از بازيگران زن ايراني الگو گرفتم

 

حنان ترك»، بازيگر مصري كه با حجاب اسلامي در جمع خبرنگاران حاضر شد، سينماي ايران را به‌ عنوان يك الگوي جامع معرفي كرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، «حنان ترك» نه تنها با اين مصاحبه همهمه‌ زيادي را در كشور مصر به وجود آورده، بلكه صحبت‌هاي اخير او به‌ عنوان يكي از آثار حركت مصر به سوي اسلامي شدن، مورد بحث و گفتگوي فراوان قرار گرفته است.

«ترك» در جواب به اين سؤال كه آيا تصميم او مبني بر پوشيدن حجاب، نگاه جديد او به سينماهاي مصر است، گفت: سينماي ايران كه بازيگران زن در آن پوشيده و با حجاب ظاهر مي‌شوند، در واقع نقش يك الگوي بسيار ماهرانه را بازي مي‌كند.

اين بازيگر جوان مصري گفت: سينماي ايران سينمايي مترقي و بسيار پيشرو است و حجاب نيز به هيچ وجه محتواي هنري آن را تحت‌الشعاع قرار نداده است.

حنان گفت: حجاب تنها تاثيري كه مي‌تواند بر حرفه‌ من بگذارد اين است كه در صورتي كه ببينم كه حجابم محتواي فيلمي را تحت الشعاع قرار مي‌دهد، آن كار را نخواهم پذيرفت.

روزنامه «الشرق‌الاوسط» در يكي از مقالات اخير خود نوشت: اين مسئله بسيار بزرگ‌تر از اين است كه يك بازيگر زن تصميم گرفته باشد تا از اين پس حجاب اسلامي داشته باشد.

تاكنون عده زيادي از بازيگران مشهور حجاب را برگزيده و سپس از عرصه بازيگري براي هميشه خداحافظي كرده‌اند ولي «ترك» اعلام كرد كه محجبه شدن او به معناي كناره‌گيري او از عرصه سينما نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 18:38  توسط مهزیار اصفهانی  | 

افتتاح نخستين مؤسسه دولتي اسلامي در فرانسه

 

نخستین مؤسسه دولتی اسلامی فرانسه، با نام «ابن سینا» آبان ماه امسال در شهر «لیل» فرانسه برای مبارزه با پدیده اسلام‌هراسی و تعلیم امامان جمعه و واعظان اسلامی افتتاح می‌شود.

به گزارش مهر به نقل از «اسلام آنلاین»، «محمد البشاری» رئیس این مؤسسه اظهار داشت: ضرورت تأسیس مؤسسه‌ای برای مبارزه با اسلام‌هراسی که در جامعه امروز فرانسه بسیار شایع شده، بیش از پیش جلب توجه می‌کرد.

«بشاری» که نایب رئیس شورای دینی مسلمانان فرانسه نیز محسوب می شود، افزود: این مؤسسه به دانشگاه شهر «لیل» مرتبط است و در نظر دارد تصویر اسلام متساهل و آزاد را ارائه کند.
وی گفت: اقلیت مسلمان فرانسه که حدود 6 میلیون نفر برآورد می شوند به چنین مرکز آموزشی نیاز داشتند. مسلمانان شهر «لیل» نیز 25 درصد جمعیت یک میلیونی شهر را که در شمال فرانسه قرار دارد، تشکیل داده‌اند.

این مؤسسه از سوی دولت فرانسه و قطر مورد حمایت قرار دارد و اقدامات اولیه آن از سوی شهرداری لیل صورت گرفته است.

در ماه جولاي سال 2003، دولت فرانسه تأسیس مدرسه «ابن رشد» را به عنوان اولین مدرسه مقطع متوسطه فرانسه در شهر «لیل» تصویب کرد.

بشاری گفت: این مؤسسه از تنوع میان دانشجویان خود استقبال کرده و مسلمانان و غیرمسلمانان علاقمند می‌توانند فرهنگ و تمدن اسلامی را در این مؤسسه مورد مطالعه قرار دهند.

«محمد المیستیری» که به عنوان ناظر آکادمیک این مؤسسه فعالیت خواهد کرد گفت: موضوعات محوری این مؤسسه تدریس تمدن، فرهنگ، تاریخ و اصول فقه اسلامی است که در این میان تاریخ سکولاریسم و رابطه فرانسه با ادیان مختلف نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.

میستیری گفت: این مؤسسه واحدهای تخصصی برای ائمه جمعه و واعظان مسلمان که در زندان، ارتش و بیمارستان فعالیت کرده ارائه می‌کند.

«داود مشکین»، دبیرکل شورای امامان فرانسه نیز از تأسیس این مؤسسه جدید استقبال کرد و گفت: امکان همکاری میان این مؤسسه و شورای امامان فرانسه وجود دارد.

این مؤسسه به احترام دانشمند بزرگ ایرانی، «ابن‌سینا» نامگذاری شده است، ابن‌سینا، فیلسوف، پزشک و دانشمندی بود که در سال 980 میلادی به دنیا آمد و 450 کتاب درباره موضوعات مختلف به رشته تحریر درآورده است، در میان نامی‌ترین آثار وی می توان به قانون و شفا اشاره کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 14:23  توسط مهزیار اصفهانی  | 

بحران خشونت‌هاي جنسي در انگليس و ظلمي كه به زنان مي‌رود

 

تنها 6/5 درصد پرونده‌هاي تجاوزات جنسي، منجر به حكم محكوميت شده و هم‌‌اكنون وقت آن است تا با آمار شرم‌آور در تجاوزات جنسي، برخورد مناسب‌تري داشته باشيم.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه «گاردين» در گزارش تأسف‌آوري نوشت: براي هيچ‌كدام از سربازان، نام دختر مهم نبود و به اين جزييات توجهي نمي‌كردند. تنها نكته مورد توجه آنان، اين بود كه او يك دختر ويتنامي باكره بود. يكي از سربازان مي‌گويد: او مثل يك حيوان بود، ما فقط در صف ايستاده و منتظر بوديم.

تجاوزات جنسي چه در ويتنام، عراق و يا كورن وال، اعتماد قربانيان به جهان را نابود كرده است. واقعيت بي‌اعتنايي چند نفر به رنج و درد يك انسان ديگر هيچ‌گاه رو به زوال نرفته است.

هنوز هم خشونت‌هاي جنسي در سطح هشداردهنده‌اي است. سال گذشته، بيش از سيزده‌هزار زن بريتانيايي مورد تجاوز واقع شدند. اين آمار غير از مواردي است كه هيچ‌گاه گزارش نشده است. بر پايه آمارهاي مؤسسه تحقيقات جنايي بريتانيا، از هر شش مورد تجاوز جنسي، تنها يك مورد گزارش مي‌شود.

چرا اين امر اينقدر شايع شده است؟ پذيرش اين ايده كه نفس رابطه جنسي تهاجم‌آميز براي يك مرد لذت‌آور است، سخت است، چرا كه بيشتر آنان نيز پس از مدتي دچار بيماري‌هاي روحي و افسردگي مي‌شوند. براي مثال؛ در زمان جنگ ويتنام، اختلالات و استرس‌هاي ناشي از اين تجاوزات در سربازاني كه آنجا بودند به شدت مشهود بود. امروزه نيز استرس‌هاي رواني نظامي‌گري به عنوان توجيه شكنجه‌هاي جنسي «ابوغريب» و جاهاي ديگر مطرح مي‌شود.

اتهامات اشتباه در تجاوزات جنسي نسبت به ديگر جرايم كمتر است.
در سال‌هاي دهه 70، حدود يك‌سوم پرونده‌هاي تجاوزات به محكوميت منجر شده بود. اين ميزان در دهه 80 به يك‌چهارم رسيد و امروزه نيز به 6/5 درصد موارد گزارش شده رسيده است و در مناطقي چون «گلوكستر شاير»، «سوفلك» و «كمبريج شاير» در ازاي هر صد زن شاكي، تنها دو مرد محكوم مي‌شوند. آيا بايد متقاعد شويم كه زنان در اين‌باره دروغ مي‌گويند؟

مطمئنا هيچ كس پيشرفت سيستم قضائي را انكار نمي‌كند. زماني كه رنگ پوست قرباني به جوك قضات تبديل مي‌شد، گذشت، اما خلأ بين قوانين كتاب‌ها و عمل به اين قوانين هنوز هم زياد است.

نظرسنجي سال گذشته مؤسسه ICM در انگليس نشان داد كه يك نفر از هر سه نفر معتقد است كه نقش خود زن از نظر رفتاري و نحوه پوشش در اين‌كه مورد تجاوز قرار بگيرد، نقش اساسي دارد كه در اين مورد، مردان و زنان متفق‌القول هستند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 21:13  توسط مهزیار اصفهانی  | 

مقابله با مبلغان سلفي از سوي علماي اهل سنت هرمزگان

 

با افزايش تحركات تفرقه‌افكنانه، شماري از عوامل افراطي سلفي در هرمزگان، علماي مردمي اهل سنت با اين‌گونه افراد برخورد كرده‌اند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، با گسترش تحركات عوامل «م.ش.ا»، يك عنصر متعصب و سلفي مقيم امارات، علماي اهل سنت منطقه به طرد اين افراد و برخورد با آنان پرداخته‌اند كه باعث شد، برنامه اين افراد براي سخنراني‌هاي جهت‌دار در مساجد شهر خيمه و روستاهاي اطراف، با مخالفت اهالي با شكست روبه‌رو شود.

توزيع محصولات تفرقه‌انگيز و مطرح‌سازي سلفي‌گري به عنوان تفكر ايده‌آل براي اهل سنت، از برنامه‌هاي عوامل اين شيخ ايراني مقيم امارات در سطح هرمزگان است.

گفتني است، به تازگي وي براي جذب طلاب ايراني مقيم امارات، تعدادي از آنان را براي زيارت خانه خدا به عربستان اعزام كرده است.

گفته مي‌شود، برخي نمايندگان وي در مناطق مختلف سني‌نشين، مشغول فعاليت و در صدد توسعه پايگاه خود در مناطق جنوب كشور هستند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 3:21  توسط مهزیار اصفهانی  | 

سرمايه‌گذاري كم‌سابقه جهاني براي شكستن قبح اعمال غيراخلاقي در ايران

 

با ورود يكي از چهار گروه مشهور راك آمريكايي به موضوع برخورد با دو ايراني به دليل اعمال منافي عفت، پروژه شكستن قبح اعمال غيراخلاقي در ايران، وارد مرحله‌اي تازه شد.

بنا بر اين گزارش، گروه راك، معروف به «پت شاپ بويز» براي دو همجنسگراي ايراني، كه به دليل اعمال منافي عفت مجازات شده‌اند، آواز خوانده‌اند. اين آواز در آلبوم جديد اين گروه بنام بنيادگرا درباره اعدام دو همجنسگرا در شهر اهواز ـ كه در سال گذشته اعدام شدند » خوانده شده است.

اين آلبوم، آلبوم شماره پنج موزيك بريتانياست كه دو هفته پيش بازار به عرضه شده و قرار است از 26 ژوئن (دو هفته بعد) در آمريكا نيز توزيع شود.

اين، تازه‌ترين سرمايه‌گذاري غرب بر سر شكستن قبح اعمال منافي عفت به شمار مي‌رود كه به نظر مي‌رسد با برنامه‌اي حساب‌شده و در راستاي اعمال فشارهاي حقوق بشري بر ايران دنبال مي‌شود.

اين پروژه هم‌زمان با گسترش تحركات همجنس‌بازان در كشورهاي مختلف اروپايي است.
اين گروه به رغم مخالفت‌هاي آشكار جورج بوش، رئيس‌جمهور آمريكا با رسمي كردن ازدواج‌هاي آنان، به تازگي تحركات خود را در آمريكا هم افزايش داده‌اند.

اين در حالي است كه طبيعتا انجام عمل قوم لوط بنا بر قوانين اسلامي، مجازات اعدام را در پي دارد.
صاحب‌نظران بر اين باورند، انجام اقدامات فرهنگي، مقاوم‌سازي و تقويت بنيان خانواده، از مهم‌ترين راهكارهاي مقابله با پروژه در دستور كار غرب عليه فرهنگ مردم ايران به شمار مي‌رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 10:9  توسط مهزیار اصفهانی  | 

آمريکا براي سربازانش نمازخانه ساخت!

 

براي اولين بار ارتش آمريكا نمازخانه‌اي اسلامي در يكي از پادگان‌هاي اين كشور داير و در مراسمي ويژه با حضور «گوردون انگلند» معاون وزير دفاع اين كشور آن را افتتاح نمود.
به گزارش خبرگزاري فارس، اين نمازخانه از چهارشنبه براي عبادت مسلماناني كه در ارتش امريكا به خدمت مشغول هستند آماده شده است.

 

بنا بر گزارش وزارت دفاع آمريكا، محل تاسيس نمازخانه پايگاه تفنگداران دريايي (كوانتيكو) واقع در ويرجينيا اعلام شده است.
بر پايه گزارش‌هاي رسمي در حال حاضر بيش از چهار هزار پرسنل مسلمان در ارتش آمريكا خدمت مي‌كنند.

انگلند يكي از اهداف گشايش اين مركز را زمينه‌سازي براي آموزش ديگران نسبت به حقايق اسلام معرفي كرد و افزود: از اين طريق درك كاركنان نظامي نسبت به تنوع فرهنگ‌ها عميق‌تر خواهد شد.
وي در سخنراني خود در هنگام افتتاح نمازخانه گفت: مسلمانان بيش از يك قرن است كه در ارتش آمريكا خدمت مي كنند.

انگلند در اين مراسم به نشانه اهميت دادن به حضور كادر مسلمان در ارتش آمريكا از خدمات چند تن از نظاميان با سابقه مسلمان در اين قوا، كه برخي از آنها در اجتماع حضور داشتند تجليل كرد. از جمله وي به سرهنگ بازنشسته «نظيم عبدالحكيم» 86 ساله اشاره كرد و گفت 62 سال پيش در روز ششم ژوييه سال 1944 عبدالحكيم در «نورماندي» در بخش مهندسي عمليات لجستيكي نقشي بسزا در استقرار پايگاه متفقين براي شكست نهايي ارتش نازي داشت.
در گزارش ارسالي توسط وزارت دفاع آمريكا تاكيد شده، نمازخانه فعلا در مكاني موقتي داير شده است و بناست مركزي ويژه در پايگاه ساخته شود كه پيش بيني شده تا سال 2009 ميلادي ساخت آن طول بكشد.

در اين گزارش اشاره‌اي به چگونگي رفع نيازهاي مذهبي مسلمانان در ديگر پايگاه‌هاي نظامي در خاك آمريكا و يا پايگاه‌هاي خارجي آن نشده است.

برگرفته شده از سایت موعود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 22:28  توسط مهزیار اصفهانی  | 

آب پرستان چه می کنند؟!

 

 

ارمغان هند و پاک نام کتابی است که توسط مرحوم آیت الله محمد مهدی مرتضوی لنگرودی نوشته شده و تا بحال چند مرتبه تجدید چاپ شده است مولف کتاب در سال 1355 شمسی بنا بر دعوت رئیس خوجه جناب مستطاب سلطان علی، سفری را به هندوستان انجام می دهند و از نزدیک با مراسم مختلف مذهبی در هندوستان آشنا می شوند مجموع مشاهدات آیت الله مرتضوی لنگرودی در این کتاب یعنی ارمغان هند و پاک به چاپ رسیده است که اشاره به هند و پاکستان دارد لازم به توضیح است که جناب آیت الله لنگرودی در همین سالهای اخیر از دنیا رحلت نمودند آنچه را که می خوانید بر گرفته ای از کتاب ارمغان هند و پاک است.

 

بعضی از افراد هندوستان آب پرست می باشند صبح زود بر لب دریا یا رودخانه و یا لب جوی رفته هنگام طلوع آفتاب مقداری آب با دو کف دست برداشته به طرف راست خود و مقداری به طرف چپ خود و مقداری به پشت سر و مقداری به روبروی خود می ریزند و این کار برای آنها نوعی عبادت است.

 

هر وقت آب کم می شود آب پرستان چنین می پندارند که آب (یعنی خدا) از آنان قهر کرده است برای این که نظر آب را به خود جلب کنند و آب را از خود خشنود کنند یک دختر زیبا را با زینت تمام به نام عروس آب با تجلیل زیاد بر لب دریا می برند و او را در دریا می اندازند تا بدینوسیله قهر آب به آشتی مبدل گردد و آب زیاد شود!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 15:24  توسط مهزیار اصفهانی  | 

مستضعفون فی الأرض!

 

حرف اول در دنیای مدرن امروز فقط منافع انسانهاست باقی همه هر چه هست زخرف القول است هنگامی که از صفحهء جام جهان نمای سیمای اسلامی ایران! حمله صهیونیست ها را دیدم که خانواده ای فلسطینی را در سواحل دریا به خاک خون کشیده بودند واقعا تحت تآثیر این همه بی شرمی و وقاحت قرار گرفتم دخترک که شاهد متلاشی شدن پیکر پدر و مادر و برادر کوچک تر خود بود ضجه هائی می زد که انگار وجدان آگاهی در جهان مدرن وجود ندارد! با خود گفتم أین الأروبا و آبنائهم أین سازمان ملل؟ که ناگهان متوجه شدم که ای بابا میزان حقوق بشر و دموکراسی منافع این جماعت است حقوق بشری خوب است که تامین کننده منافع کاخ نشینان باشد اگر حقوق بشر با منافع این مردمان در تضاد باشد بی تفاوت عبور می کنند و بعضی ها هم مثل کاخ سفیدی ها با آن چهر های آراسته و کروات های قشنگ و ادکلن هائی که زده اند و عطر حضورشان همه جا را عطر آگین کرده است در محفل دوستان حضور بهم می رسانند و می گویند آمریکا این حق را برای اسرائیل قائل است که از منافع خود دفاع کند! پس اگر قرار شد بین منافع و حقوق بشر تداخلی صورت گیر ارجحیت با منافع است حقوق بشر هم کشک! خلاصه حکایت مستضعفون فی الأرض حکایتی است بس طولانی و مفصل از این حوادث در دنیا برای این مستضعفون فی الأرض روزی ده ها بار اتفاق می افتدد و کسی هم سخنی نمی گوید ولی اگر خدای نکرده مستکبرون فی الارض خونی از دماغشان جاری شود بیا و ببین که جه خبر که نمی شود باید منتظر بود امروز جای خالی حجت خدا در زمین احساس می شود واقعا که نبود حجت بن الحسن علیه السلام در دنیای امروز عرصه را برای عده ای خالی کرده است به امید ظهورش!

 

شوق است در جدائی و جور است در وصال

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 13:26  توسط مهزیار اصفهانی  | 

مستشرقین قرآن پژوه!

 

 

گاهی وقت ها از این مستشرقین قرآن پژوه چیزهائی می شنوم یا می خوانم که بسیار تعجب بر انگیز است.

مدتی قبل مقاله ای خواندم راجع به تحقیقات همین لجنه های غربی قرآن پژوه که در سالهای تحقیق به این نتیجه رسیده بودند که قرآن مجید لغات آرامی بسیاری دارد و بعد از هزاران آسمان و ریسمان به این نکته رسیده بودند که زبان عربی در عهد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به صورت عربی امروزی و با گستردگی قواعد عربی اصلا وجود نداشته و خیلی لغات عربی در قرآن لغات آرامی است که به علت شباهت سبب برداشت های غلط از عبارات قرآن شده است مثال هم زده بودند مثلا گفته اند لغت حور که معنای فرشته ای بسیار زیباست در فهم قرآن این یک غلط بزرگ است به خاطر اینکه لغت حور در اصل یک لغت آرامی است و به انگور اطلاق می شده است و در عصر رسول خدا لغت آرامی در منطقه خاورمیانه رایج بوده است به این ترتیب هم اظهار امیدواری کرده اند که با این کشف جدیدشان مشکل مسلمانان را در فهم دین و تطابق آن با عصر جدید بر طرف ساخته اند متاسفانه یکی از ایراداتی که به این آقایان مستشرق وارد است این است که همیشه در تحقیقات خود تک بعدی عمل می کنند و تسلط جامع و کامل به متون دینی ندارند اگر این حضرات اندک تاملی در روایات شریف داشتند دچار این خبط بزرگ نمی شدند البته هدف اینها در این تحقیقات کمی سوال بر انگیز است اما به هر حال ادعائی که کرده اند با بسیاری از روایات شیعه و سنی مطابقت ندارد چون در شیعه و سنی روایات بسیاری وارد شده که لغت قرآن همان لسان عربی مبین است و اول کسی که پایه گذار علم نحو بود حضرت علی علیه السلام بودند که مقدمات قواعد نحو عربی را به ابو الاسود دئلی آموختند که بعد ها شاگردان او منجمله خلیل بن احمد فراهیدی صاحب کتاب العین تلاش های زیادی را در راه نشر آن مبذول داشتند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 4:28  توسط مهزیار اصفهانی  | 

يك ميليون امضا براي اجازه نماز خواندن در اياصوفيه

 

اياصوفيه براي مسلمانان تركيه، جايگاهي بسيار مهم دارد. اما مدتي است، جهان مسيحيت توسط اتحاديه اروپا براي بازگرداندن اين معبد عظيم به دست مسيحيان و تبديل اين مكان به كليسا تلاش مي‌كند.
در همين حال، انجمن يونان و آمريكا، خواستار تبديل اياصوفيه به كليسا شده است.


جهان مسيحيت توسط اتحاديه اروپا براي تبديل اين مكان به كليسا تلاش مي‌كند. رئيس انجمن يونان و آمريكا گفت: «همان‌گونه كه ميليون‌ها مسلمان در مكه و همچنين يهوديان در قدس عبادت مي‌كنند، ما نيز خواستار عبادت در معبد اياصوفيه هستيم».

در حالي كه اتحاديه اروپا در پي تبديل  به كليساست، حزب سعادت در تركيه براي بازگشايي اياصوفيه به روي نمازگزاران مسلمان و تبديل دوباره اين مكان عظيم به مسجد، از مسلمانان اين كشور، امضا جمع مي‌كند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب» از استانبول، گروه جوانان حزب سعادت، هدف خود را جمع‌آوري يك ميليون امضا براي اياصوفيه اعلام كرده، مي‌گويد: «اياصوفيه، جايگاه پيروزي حق بر باطل به دست ترك‌هاي مسلمان است و حفظ اين مكان مقدس، وظيفه ملي ـ مذهبي مردم مسلمان تركيه است».

اياصوفيه براي مسلمانان تركيه، جايگاهي بسيار مهم دارد. اما مدتي است، جهان مسيحيت توسط اتحاديه اروپا براي بازگرداندن اين معبد عظيم به دست مسيحيان و تبديل اين مكان به كليسا تلاش مي‌كند.
در همين حال، انجمن يونان و آمريكا، خواستار تبديل اياصوفيه به كليسا شده است.

رئيس اين انجمن گفت: «همان‌گونه كه ميليون‌ها مسلمان در مكه و همچنين يهوديان در قدس عبادت مي‌كنند، ما نيز خواستار عبادت در معبد اياصوفيه هستيم».

اياصوفيه بيش از 1500 سال قدمت دارد. اين معبد بزرگ كه نوعي قبله مسيحيت ارتدوكس‌ها به شمار مي‌رود، در سال 1453 ميلادي توسط ترك‌هاي مسلمان عثماني، تبديل به مسجد شد، اما پس از فروپاشي دولت عثماني و تأسيس جمهوري تركيه، اين معبد عظيم براي جلب رضايت غربي‌ها و جريان مسيحيت به موزه تبديل و نماز خواندن مسلمانان در آن ممنوع شد.

اتحاديه اروپا مي‌كوشد، با قبولاندن برخي از قوانين اوقافي در مجلس تركيه از اين طريق، مسجد اياصوفيه را در كنترل خود در‌آورد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 18:43  توسط مهزیار اصفهانی  | 

رئیس سابق موساد: افزایش مسلمانان در اروپا، آغاز جنگ جهانی سوم!

 

رئیس سازمان سازمان جاسوسی رژیم اسرائیل(موساد) هشدار داد که مسلمانان تا اواسط قرن جاری میلادی اکثریت جمعیت شهرهای بزرگ را در اروپا به ویژه در آلمان و روسیه تشکیل خواهند داد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه اسرائیلی "یدیعوت آحارونوت"،"افرایم هالوی" در سخنانی در نشست مجلس امنای مرکز تکنولوژی "تکنیون " در شهر حیفا در فلسطین اشغالی با هشدار به آنچه تروریسم اسلامی توصیف کرد،اظهارداشت: مشکل اساسی امروز جهان این است.


وی افزود: تا اواسط قرن بسیاری از شهرهای آلمان و استان های زیادی از روسیه دارای ساکنانی عمدتاً مسلمان خواهند بود و ما در گستره جنگ جهانی سوم قرار داریم.
وی همچنین با اشاره به اینکه جنگ جهانی سوم آغاز شده است، مدعی شد که امروز مشکل اصلی تروریسم اسلامی می باشد و این امر مسئله اصلی جهان است.
هالوی گفت : قدرت گرفتن اسلام در اروپا یکی از مهمترین تهدیدات بین المللی است و من این برآورد خود را به گوش سازمان های اطلاعاتی اروپا و برخی از سران روسیه رسانده ام.
این مقام امنیتی اسرائیل افزود: درحالی که اکثر مهاجران برای بهبود وضع اقتصادی و خلاصی از فشارهای حاکم بر جامعه خود راهی اروپا شده اند، اما شیوه زندگی اکثر آنها پس از گذراندن دشورایی های اولیه متاثر از اسلام بنیادگرا است.
به عقیده هالوی، خشونت بنیادگرایان اسلامی و عدم محکومیت عملیاتی که وی از آن به عملیاتی تروریستی یاد کرد که به نام اسلام در جهان صورت می گیرد، دنیا را وارد مرحله خطرناکی کرده که باید از آن به عنوان آغاز جنگ جهانی سوم یاد کرد.
وی همچنین ضمن حمله به حماس آن را جنبشی نو پا و دشمن اصلی اسرائیل توصیف کرد.
وی در این رابطه اظهار داشت: اسرائیل نباید اصرار کند تا حماس آن را به رسمیت بشناسد، بلکه آنها نیاز دارند که ما این جنبش را به رسمیت بشناسیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 1:53  توسط مهزیار اصفهانی  | 

تحول در زندگی فدائی شاه!

 

از ميان همه کسانی که نامشان با واقعه پانردهم خرداد ۱۳۴۲ در آميخته است طيب حاج رضائی چهره منحصر بفردی است. مرکز بررسی اسناد تاريخی از طريق ارائه اسنادی از آرشيو ساواک به شرح سابقه مردی می پردازد که نامش يکسره تحت الشعاع فرجام سرفرازانه او قرار گرفته است، سابقه ای که به زعم نويسنده کتاب هيچکس در صدد اختفاء آن نيست.

به گزارش بي بي سي،کتاب آزاد مرد مقدمه دوازده صفحه ای خود را با تشبيه طيب به 'حرّ رياحی' سمبل آزادگی و مردانگی حماسه کربلا آغاز می کند و با ذکر اولين نشانه های بروز مخالفت طيب با شاه و پيوندش با روحانيت ادامه می دهد تا آنجا که در گزارشی از ساواک در سال ۱۳۳۶ می خوانيم: "طيب حاج رضايی چهار صندوق ميوه به منزل آيت الله کاشانی برد."

نويسنده سپس با ذکر گزارش ديگری از خبرچين ساواک که در آن ارتباط طيب با طرفداران آيت الله کاشانی را بر ملا می کند نتيجه می گيرد: " اين نمونه ای از حرکات مرحوم طيب است حتی در دورانی که به شاه وفادار بود، تدين و ريشه های اعتقادی خود را رها نکرد."

در ادامه گزارش می آيد که "طيب سر دسته جمعيتی بود که از ميدان بار فروشان به تظاهرات و مبارزه پرداختند" و سرانجام در پايان روز تاريخی
۱۵
خرداد سپهبد نصيری فرماندار نظامی تهران در گزارش ويژه ای به شاه اعلام می کند: " شخص طيب حاج رضايی مسئوول اصلی اين اقدامات است."


در پايان مقدمه و در خلاصه زندگی نامه طيب می خوانيم: "... او در سال
۱۳۳۲ از کودتاچيان ۲۸
مرداد بود که تاج بخش تلقی می شدند. اما در اثر يک تحول روحی، طيب به نهضت اسلامی پيوست..."

کتاب با درج گزارش های شهربانی و ساواک ادامه می يابد، قديمی ترين سند آن به تاريخ
۱۷/۱۰/۲۳
نامه ای ست که از شهربانی تهران به بندرعباس ارسال شده و در آن سبب بازداشت او را اتهام قتل دانسته اند.


بار ديگر در دوران زمامداری مصدق در تاريخ
۱۰/۱۲/۳۱
و به دستور فرماندار نظامی تهران به همراه شعبان جعفری(معروف به شعبان بی مخ) بازداشت می شود. طيب و هم بندانش در اعتراض به اين بازداشت در نامه ای به فرماندار نظامی تهران می نويسند، " اين جانبان را به جرم شاهدوستی و ابراز احساسات نسبت به شاهنشاه مجبوب تو قيف و بازداشت نموده اند."

کتاب در زير نويس توضيح می هد که عوامفريبی های شاه که "گاه با تبليغات خود را تحت الحمايه امام زمان يا حضرت ابا الفضل العباس معرفی می کرد تا مردم به زندگی او به ديده اعجاز بنگرند اما هر آنچه تبليغ بيشتر کردند، کمتر به دست آوردند اما در اين ميان برخی افراد عامی نيز اين سخن را پذيرفتند، چه بسا افرادی چون طيب بر اساس چنين باوری به ياری شاه رفته باشند."


به هر جهت طيب به پاس خدماتش در وقايع
۲۸ مرداد از جانب وزارت دفاع ملی به يک قطعه مدال درجه ۲ رستاخيز مفتحر می شود و آنگاه در کتاب کليشه ای داريم از کارت عضويت طيب در جمعيت قيام رستاخيز ۲۸
مرداد؛ او کمی بعد به عضويت هيئت رئيسه اين جمعيت منصوب می شود.

از سال
۱۳۳۶ به تدريج نشانه های بد قلقی طيب بروز می کند؛ گزارشی از هتاکی او و مضروب نمودن چند نفر از کارکنان اتوبوس خط ۱۵، گزارشی از مراجعه او به منزل آيت الله کاشانی... و آنگاه در گزارشی در سال ۱۳۳۷
می خوانيم، "طيب حاج رضائی تغيير لحن داده و با طرفداران آيت الله کاشانی طرح دوستی ريخته..."

در گزارش ديگری در سال
۱۳۴۱
و پانويس مربوط به آن روشن می شود که امتياز انحصار واردات موز را از او گرفته اند و به ديگری داده اند و حتی او را با کارد مضروب کرده اند.

چيزی کمتر از يک ماه بعد شخصی از طرف اهالی و کسبه خيابان مولوی در نامه ای به رئيس سازمان امنيت گزارش می دهد که طيب به اتفاق چند چاقوکش ديگر به مغازه اش حمله کرده اند و "عکس شاهنشاه و کليه اموال و اثاثيه را خورد نموده و بعدا آنچنان شروع به فحاشی به کسبه و اهالی نموده اند که مردم از ترس مغازه های خود را بسته، پا به فرار گذارده اند."

ضمن طرح مسئله امتياز موز در دو گزارش ديگر، شکايت از طيب در اسناد بعدی ادامه پيدا می کند اما در گزارشی رئيس ساواک تهران اصالت اين شکايات را مورد ترديد قرار می دهد. و آنگاه روز تاريخی
۱۵
خرداد فرا می رسد.

مولف کتاب در پانويس نقش طيب را چنين توضيح میدهد: "مسئولان انتظامی تظاهرات.... متوجه شدند که باند شعبان بی مخ در حاليکه هر يک دشنه ای در آستين پنهان کرده اند در ميان جمعيت....وول می خورند... آنان بی درنگ با شادروان طيب تماس گرفته از او جهت خنثی ساختن اين توطئه استمداد کردند. ديری نپائيد که عده ای از افراد ورزيده و يکه بزن های طيب حرکات چاقوکشهای مزدور را تحت نظر قرار دادند. باند شعبان بی مخ که خود را در محاصره يکه بزنهای طيب می ديدند ماستها را کيسه کرده بيرون رفتند."

در تهران حکومت نظامی اعلام و طيب دستگير می شود، در زندان به او حمله ور شده و او را مجروح می کنند و بعد اعترافاتی از بقيه دستگيرشدگان که همگی طيب را مسبب اصلی ماجرا اعلام کرده اند. طيب همه چيز را انکار می کند و حتی وقتی از وابستگی سياسی اش می پرسند پاسخ می دهد: "من طرفدار شاه هستم و به هيچ يک از جمعيتها بستگی ندارم."

سپس مراسم عزاداری او را در دهه محرم مورد پرسش قرار می دهند و وقتی به او می گويند شيخ باقر نهاوندی در شبهای تاسوعا و عاشورا در تکيه انبار گندم مطالبی عليه دولت اظهار نموده و مردم را تحريک نموده است، طيب پاسخ می دهد: "شيخ باقر نهاوندی شب تاسوعا در تکيه شرکت نکرد و شب قتل نيز در روی منبر عليه ورود 'جينالولو بريجيدا' سخنرانی نموده و در مورد شعبان جعفری اظهار نموده که رفته است دست جينا را بوسيده و يک قاليچه به نامبرده هديه داده و حاليه عزاداری می کند."

در باز جويی ديگری وقتی به او می گويند شما که از از اشخاص با نفوذ ميدان بار فروشی هستيد چگونه از علت اصلی تشنجات اخير اظهار بی اطلاعی می کنيد پاسخ می دهد: "من با علما و روحانيون تماس و ارتباطی ندارم... من فقط در ده روز اول ماه محرم عزاداری می کنم و در ساير ايام سال بيشتر وقت خود را در ميخانه ها می گذرانم."


سرانجام طيب به اعدام محکوم شد؛ وکيل مدافع او در دادگاه می گويد: "خالکوبی طيب دليل علاقمندی او به کشور است." خانواده اش نيز از "پيشگاه مبارک اعليحضرت همايون شاهنشاهی" آزادی او را درخواست می کند.

وکيل طيب حتی ياد آور می شود که او "تمثال شاهنشاه فقيد را بر روی شکم و پس از آن تمثال مبارک شاهانه را با تاج پهلوی و دو پرچم ايران بر روی سينه و تمثال خجسته ديگری از ذات اقدس ملوکانه را بر روی دست خويش خالکوبی کرده که همين تحمل چندين هزار سوزن بر بدن برای حک اين تمثال های مقدس نشانه نهايت علاقه و دلبستگی بی شائبه [او است]..."

اقدامات خانواده و دوستان او بجايی نرسيد و حکم اعدام در بامداد روز
۱۱/۸/۴۲ در ميدان تير حشمتيه به اجرا در آمد. ساواک در گزارشی اعلام می کند: "تيرباران نمودن طيب برای عامه مردم و خصوصا اهالی جنوب شهر که نامبرده در ميان آنان وجهه ای داشته است کاملا غيرمنتظره و خلاف اميدواری آنان به عفو بوده است."

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 2:42  توسط مهزیار اصفهانی  | 

آیا ومن معک در پروندهء هسته ای تاب مقاومت دارند!

 

فاستقم کما أمرت ومن تاب معک

 

یکی از نکات مهم در مبارزه با دشمنان استقامت ورزیدن در راه وصول به اهداف است و این قانون الهی خداوند است چنانچه پروردگار عالمیان بر پیامبر خود وحی فرمود فاستقم کما أمرت یعنی در راه هدفی که داری پایداری کن.

در ادامه همین آیه آمده است ومن تاب معک یعنی وهر کس با تو نیز هست پایداری کند در حدیث شریف از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است که ایشان فرمودند همین آیه از قرآن مرا پیر نمود با دقت نظری که بر روی آیه داشته باشیم روشن است که وجود نازنین پیامبر در عمل به دستور خداوند متعال که فرمود فاستقم کما امرت کوچکترین ضعفی از خود نشان ندادند و محکم و استوار به فرمان الهی عمل نمودند اما آنچه که از فرمایش رسول خدا صلی الله علیه وآله برداشت می شود که فرمود سوره هود مرا پیر کرد اشاره به همین قسمت دوم آیه یعنی ومن تاب معک دارد این قسمت است که سبب پیر شدن رسول خدا گردیده است چون یاران پیامبر به اندازه خود ایشان تاب و تحمل استقامت را نداشتند و پیامبر مجبور بود مرتب اصحاب خویش را تقویت روحیه کند که میدان مبارزه را ترک نکنند و همین امر سبب می شد که فشار های روحی زیادی بر پیامبر وارد گردد تا بتوانند نهال اسلام را مراقبت کنند و از شکست آن جلوگیری نمایند اما در ذیل همین آیه نکات دیگری را می توان برداشت نمود و آن این است که استقامت ورزی در راه رسیدن به اهداف عالیه بسیار ضروری و مهم است ولی به شرط اینکه این من تاب معک نیز بتوانند استقامت کند و ناگهان از میدان به در نرود حضرت علی علیه السلام در جنگ صفین همین امر را سر لوحه قرار دادند یعنی فاستقم اما در آخر جنگ همین من معک دیگر استقامت نکردند کار که به اینجا کشید حضرت به حکمیت راضی شدند در واقعه امام حسن علیه السلام نیز همینطور امام در مقابل معاویه سر لوحه کارشان فاستقم کما امرت بود ولی ومن معک استقامت نکردند و حاضر به جنگ نشدند و به نحوی از میدان به در شدند و امام حسن علیه السلام نیز چاره ای جز قبول صلح نداشتند ولی در واقعه کربلا اصحاب امام حسین علیه السلام به دستور ومن معک محکم عمل کردند ایستادند به شهادت رسیدند و عمق فاجعه دامن یزید را گرفت و سبب اضمحلال دستگاه بنی امیه شد خلاصه تاریخ تکرار می شود به نظر من در عصر حاضر و با وجود بحث پرونده هسته ای بله استقامت در راه رسیدن به هدف بسیار مطلوب است اما باید یک نگاهی به من معک هم داشته باشیم ببینیم می توانند استقامت کنند یا نه اگر مردم تاب و تحمل ندارند خوب پروژه صلح امام حسن است اگر من معک محکم اند در صورتی که به واقعه کربلا هم برسیم باید ایستاد.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 1:8  توسط مهزیار اصفهانی  | 

شرح‌ ماجرا از زبان‌ جسدی که پس‌ از 45 دقيقه‌ زنده‌ شد!

 

فرد دچارمرگ‌ مغزي‌ مي‌شود و فعاليت‌هاي‌ مغز متوقف‌مي‌شود.

 پس‌ ديگر توهم‌، معنا نداشته‌ و اين‌ فرض ‌رد مي‌شود.

 اين‌ جاست‌ كه‌ بار ديگر علم‌ در برابرقدرت‌ و جلال‌ پروردگار خاموش‌ مي‌شود و فقط نظاره‌گر شگفتي‌ها مي‌ماند. اين‌ بار نشانه‌اي‌ ديگراز (خداوند حي‌) را در مورد يكي‌ از هموطنان‌خود نقل‌ مي‌كنم‌. باشد كه‌ چشم‌ها آن‌چه‌ را كه‌بايد ببيند و بشنود، دريابند و بدانند كه‌ (او) هميشه‌زنده‌ است‌ و در همه‌ جا حضور دارد...


و آن‌ روز...

 

طبق‌ اظهارات‌ پرستار 36 ساله‌ بخش‌آي‌سي‌يو بيمارستان‌ امام‌ خميني‌، (محمدشفيعي‌) متولد 1327 در آي‌ سي‌ يو دچار ايست‌ قلبي‌ شد و در حدود چهل‌ و پنج‌ دقيقه‌ تا يك‌ساعت‌ روي‌ ايشان‌ عمليات‌ سي‌ پي‌ آر (احياءقلبي‌- ريوي‌) انجام‌ شد، ولي‌ چون‌ نتيجه‌اي ‌نداشت‌ بيمار فوت‌ شده‌ اعلام‌ گرديد و تمام ‌دستگاه‌ها را از او قطع‌ كردند تا آن‌ كه‌ بعد از گذشتن‌ زماني‌ نسبتا طولاني‌ خانم‌ (دكتر صداقت‌) براي‌ امضا كردن‌ جواز دفن‌ به‌ آن‌ جا آمد و در عين‌ ناباوري‌ ضربان‌ بسيار ضعيفي‌ را حس‌ كرد و به‌سرعت‌ سي‌ پي‌ آر شروع‌ شد و جسد پس‌ از 45دقيقه‌ زنده‌ شد!

شرح‌ ماجرا را از زبان‌ خود بيمار احساس‌ خستگي‌ مفرط مي‌كردم‌، حسي‌ شبيه‌ به‌ زجر، مدت‌ زيادي‌ طول‌ نكشيد تا تبديل‌ به‌ يك‌حس‌ عميق‌ لذت‌ بخش‌ شد...

دلم‌ غش‌ مي‌رفت‌! يك‌ خوشي‌ بسيار دلپذير... در فضا رها شدم‌. دراتاق‌ پرستاران‌ را ديدم‌ كه‌ روي‌ كسي‌ خم‌ شده‌اند و در حال‌ ماساژ قلبي‌،... هستند. اول‌ متوجه‌ نشدم‌ او كيست‌ ولي‌ بعد كه‌ چهره‌ او را ديدم‌ به‌ شدت‌ جاخوردم‌! خودم‌ بودم ... زمان‌ برايم‌ صفر شده‌ بود، انگار همه‌ جا حضور داشتم‌ در همان‌ لحظه‌، لحظه‌تولدم‌ را ديدم‌، مادرم‌ را ديدم‌ كه‌ در حال‌ به‌ دنياآوردن‌ من‌ بود. بعد خودم‌ را آنجا ديدم‌ كه‌خوابيده‌ بودم‌. دكترها و پرستارها كنار رفته‌بودند. من‌ مرده‌ بودم‌.

 

ديدم‌ كه‌ چشمان‌ و شست‌ پاهايم‌ را بستند و ملحفه‌ را روي‌ صورتم‌ كشيدند. يكدفعه‌ بالاي‌ سرم‌ فردي‌ را ديدم‌ كه‌ نمي‌شد تشخيص‌ داد زن‌ است‌ يا مرد. بلند قد وخوش‌اندام‌، او به‌ قدري‌ زيبا بود كه‌ بي‌اغراق‌ درهمان‌ لحظه‌ عاشقش‌ شدم‌! حيف‌ كه‌ نمي‌توانم ‌زيبايي‌ او را وصف‌ كنم‌! در تمام‌ عمرم‌ كسي‌ را به‌اين‌ زيبايي‌ نديده‌ بودم‌. لباس‌ كرم‌ رنگ‌ بر تن‌داشت‌ كه‌ بر روي‌ آن‌ پارچه‌اي‌ سفيد انداخته‌بود. به‌ من‌ گفت‌: چي‌ شده‌؟ (به‌ زبان‌ فارسي‌)،گفتم‌: پدرم‌ را مي‌خواهم‌. گفت‌: بيا پدرت‌ اين‌جاست‌، پدرم‌ را ديدم‌ كه‌ بالاي‌ بسترم‌ گريه ‌مي‌كند. هرچه‌ صدايش‌ زدم‌، صدايم‌ را نشنيد، بعدفهميدم‌ كه‌ فقط او مي‌تواند صداي‌ مرا بشنود. گفتم‌: به‌ نظرم‌ او همان‌ كسي‌ بود كه‌ ما (عزرائيل‌)مي‌ناميم‌ يا شايد رشته‌ مرگ‌، با آن‌ فرد جاي‌ رفتيم‌. مردي‌ را ديدم‌ كه‌ نشسته‌ بود و آن‌ فرد زيبا بسيار به‌ او احترام‌ مي‌گذاشت‌.

 5 گوي‌ نوراني‌ دراطرافش‌ بود ولي‌ نور آنها چشم‌ را آزار نمي‌داد. يك‌ گوي‌ را به‌ سمت‌ من‌ گرفت‌. فرد زيبا رو به‌ من‌گفت‌: بگيرش‌.

تا گرفتم‌ خود را در I.C.U ديدم‌ كه‌دكتري‌ با دستگاه‌ الكترو شوك‌ مشعول‌ شوك‌دادن‌ به‌ قلب‌ من‌ بود. جالب‌ آن‌ بود كه‌ در طي‌آن‌ چند روز ما در I.C.U  5  نفر بوديم‌ كه‌ آن‌ 4 نفر مردند. البته‌ من‌ هم‌ مردم‌ ولي‌ باز زنده‌ شدم‌.!


از او پرسيدم‌: آيا قبل‌ از اين‌ تجربه‌ متوجه‌ شده‌ بوديد كه ‌نزديك‌ مرگ‌ هستيد؟

 

شفيعي‌: بله‌.

 

وقتي‌ آخرين‌ بار در خانه‌ بودم‌، قبل‌ از آن‌ كه‌ وارد مرحله‌ بيهوشي‌ شوم‌، حس‌مي‌كردم‌ دنيا دارد تيره‌ مي‌شود.

 

حس‌ مي‌كردم‌چيزي‌ رو به‌ اتمام‌ است‌ 4 دختر و همسرم‌ را طورديگري‌ مي‌ديدم‌. انگار تصاويري‌ در غروب‌ بودند!مي‌دانستم‌ وقت‌ رفتنم‌ است‌.


- آيا در لحظات‌ اول‌ تجربه‌ مرگ‌، حساس‌ترس‌ يا تنهايي‌ نكرديد؟


شفيعي‌: اصلا! آن‌ قدر حس‌ خوبي‌ بود كه‌مي‌توانم‌ راجع‌ به‌ آن‌ توضيح‌ بدهم‌...


- فكر مي‌كنيد اين‌ بازگشت‌ براي‌ شما چه‌پيامي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ است‌؟


شفيعي‌: خوب‌ باش‌، خوب‌ رفتار كن‌، خوب‌زندگي‌ كن‌... و فكر مي‌كنم‌ بعد از آن‌ اگر كسي‌اعتقاد به‌ دنياي‌ پس‌ از مرگ‌ نداشته‌ باشد من‌مي‌توانم‌ آن‌ را ثابت‌ كنم‌! جالب‌ آن‌ كه‌ بعد از اين‌ماجرا دوستان‌ و همكارانم‌ نيز تغييراتي‌ اساسي‌ درمن‌ حس‌ مي‌كردند. حضور من‌ براي‌ آنها نشانه‌اي‌از قدرت‌ خداوند بود.


- فكر مي‌كني‌ چرا اين‌ اتفاق‌ براي‌ شما افتاد وچرا براي‌ ديگران‌ پيش‌ نمي‌آيد؟


شفيعي‌: دليل‌ آن‌ را به‌ خوبي‌ نمي‌ دانم‌ ولي‌شايد مربوط به‌ آن‌ باشد كه‌ من‌ در تمام‌ عمرم‌سعي‌ام‌ بر آن‌ بوده‌ كه‌ كسي‌ را آزار ندهم‌ و بدكسي‌ را نخواهم‌ و اگر به‌ كسي‌ كمكي‌ مي‌كنم‌ آن‌ راپنهاني‌ انجام‌ دهم‌.


-ديد شما نسبت‌ به‌ مرگ‌ قبل‌ از اين‌ اتفاق‌چگونه‌ بود و بعد از اين‌ اتفاق‌ چه‌ تغييري‌ كرد؟


شفيعي‌: من‌ قبل‌ از اين‌ اتفاق‌ واقعا از مرگ‌مي‌ترسيدم‌. يادم‌ مي‌آيد هر وقت‌ به‌ قبرستان‌مي‌رفتم‌ سعي‌ مي‌كردم‌ به‌ صورت‌ جسد يا داخل‌قبر نگاه‌ نكنم‌. ولي‌ باور كنيد الان‌ اگر مرا بين‌ 10جسد بگذارند خيلي‌ راحت‌ مي‌خوابم‌؟

 و احساس‌بسيار خوشايندي‌ نسبت‌ به‌ مرگ‌ دارم‌!


- آيا دوست‌ داريد اين‌ تجربه‌ دوباره‌ تكرارشود؟


شفيعي‌: اي‌ كاش‌ روزي‌ هزار بار برايم‌ تكرارشود! چنان‌ لذت‌ بخش‌ بود كه‌ حد نداشت‌، دلم‌مي‌خواهد آن‌ فرد زيبا را ببينم‌

 

 و آن‌ حس‌ رادوباره‌ تجربه‌ كنم‌. مرگ‌ هديه‌اي‌ است‌ كه‌ خدا به‌بنده‌اش‌ مي‌دهد!


- بعد از اين‌ تجربه‌ چه‌ تغييراتي‌ در تصور ودرك‌ شما از خداوند پيش‌ آمد؟


شفيعي‌: علاقه‌ام‌ به‌ او خيلي‌ بيشتر شد و دركنارش‌ خيلي‌ هم‌ خدا ترس‌ شده‌ام‌. در ضمن‌بيشتر با او حرف‌ مي‌زنم‌، حتي‌ وقت‌ رانندگي‌،وقت‌ راه‌ رفتن‌، وقت‌ خوردن‌ به‌ ياد او هستم‌! واين‌ جمله‌ لاحول‌ و لاقوه‌ الا به‌ ا... العلي‌ العظيم‌ رابسيار تكرار مي‌كنم‌.


- با او خداحافظي‌ كردم‌ و جمله‌اي‌ از ايليا(م‌) كه‌ در كتاب‌ روياي‌ راستين‌ خوانده‌ بودم‌ درذهنم‌ مي‌درخشيد:
(... و شما اي‌ زندگان‌ از نور زنده‌ بارور شويد وكودك‌ الهي‌ را در درون‌ خود بپرورانيد و براي‌فارغ‌ شدن‌ از خود آماده‌ شويد. منتظر زاييدن‌ملكوت‌ الهي‌ در خود باشيد و براي‌ تولد دوباره‌مهيا شويد...)


شفيعي‌ و همسرش‌ مي‌گويند:

 
محمد علي‌ شفيعي‌ اهل‌ هفتگل‌ حوزستان‌ است‌اندامي‌ متوسط وموهايي‌ جو گندمي‌ صورتي‌باريك‌ و كشيده‌ و چشماني‌ ريز و پوستي‌ نسبتا تيره‌دارد.


او بر اثر بي‌ توجهي‌ به‌ سرما خوردگي‌ دچارآنفلونزا و در نهايت‌ ذات‌ الريه‌ شد. او مي‌گويد:روز جمعه‌ بود كه‌ در منزل‌ بودم‌، احساس‌ خفگي‌مي‌كردم‌ به‌ مجتمع‌ پزشكي‌ سازمان‌ آب‌ و برق‌خوزستان‌ رفتم‌ و در نهايت‌ به‌ بيمارستان‌ امام‌خميني‌ منتقل‌ شدم‌. چهل‌ روز در آي‌ سي‌ يو و 22روز دركما بودم‌ 75 روز در بخش‌ بودم‌... طي‌دوران‌ كما يك‌ بار فوت‌ كردم‌ احساس‌ سبكي‌كردم‌ و خود را ميان‌ زمين‌ و آسمان‌ ديدم‌ انجابودم‌ كه‌ متوجه‌ شدم‌ پزشكان‌ و پرستاران‌ دارندروي‌ جسم‌ من‌ كار مي‌كنند.


شفيعي‌ مي‌گويد: با شوك‌ الكتريكي‌ روي‌ من‌كار مي‌كردند نتيجه‌ نداد مرا كفن‌ پوش‌ كردن‌مدت‌ 45 دقيقه‌ در كفن‌ بودم‌...
همسرم‌ برايم‌ آش‌ نذري‌ درست‌ كرده‌ بود او به‌همراه‌ ساير اعضاي‌ خانواده‌ مشغول‌ پخش‌ آش‌در محله‌ بود كه‌ برادرم‌ با منزل‌ تماس‌ گرفت‌ و خبرمرگم‌ را اعلام‌ كرد مراسم‌ آش‌ نذري‌ تبديل‌ به‌ يك‌مراسم‌ شيون‌ و زاري‌ شد... اين‌ شيون‌ و زاري‌ تنها50 دقيقه‌ طول‌ كشيد چرا كه‌ دوباره‌ با خانواده‌تماس‌ گرفتند و اعلام‌ كردند كه‌ من‌ زنده‌ شدم‌.


زماني‌ در اصطلاح‌ پزشكي‌ خود را شكلات‌ پيچ‌(كفن‌ پوش‌) ديدم‌، زنده‌ بودن‌ را احساس‌ كردم‌...به‌ خيال‌ خودم‌ فرياد مي‌زدم‌ كه‌ اشتباه‌ مي‌كنيددستگاه‌ها را ازمن‌ جدا نكنيد اين‌ كفن‌ را باز كنيدمن‌ زنده‌ام‌ اما كسي‌ نمي‌شنيد همان‌ لحظه‌ خود راروي‌ تخت‌ ديدم‌ از خودم‌ به‌ شدت‌ متنفر بودم‌...


سفر مرگ‌ خود را فقط خودم‌ درك‌ مي‌كنم‌.


همسر محمد شفيعي‌ مي‌گويد نذر كرده‌ بودم‌ كه‌همسرم‌ شفا پيدا كند كه‌ خبر فوت‌ او در روز تولدامام‌ علي‌ (ع‌) به‌ ما اطلاع‌ داده‌ شد در نهايت‌ بارديگر اطلاع‌ دادند كه‌ محمد زنده‌ است‌... در يكي‌از روزها براي‌ ملاقات‌ او به‌ همراه‌ تمام‌ اهل‌خانواده‌ به‌ ديدار محمد رفتيم‌...


در همان‌ روز بود كه‌ پدرش‌ دستمالي‌ را ازجيب‌ خود دراورد كه‌ بلافاصله‌ محمد با مشاهدآن‌ دستمال‌ شروع‌ به‌ گريه‌ كرد از او پرسيدم‌ چراگريه‌ ميكني‌ و در آن‌ زمان‌ بود كه‌ محمد جريان‌مرگ‌ خود را و ديدار با مرد سفيد پوش‌ را توضيح‌داد.
همسر محمد شفيعي‌ به‌ تاثيرات‌ اين‌ معجزه‌پرداخت‌ و گفت‌ من‌ اعتقادات‌ مذهبي‌ را باوردارم‌ معتقدم‌ تا خداوند سبحان‌ نخواهد هيچ‌برگي‌ از درختي‌ نمي‌افتد طي‌ مدت‌ بيماري‌محمد مدام‌ به‌ ائمه‌ اطهار متوسل‌ مي‌شدم‌ اكنون‌كه‌ اين‌ معجره‌ را ديدم‌ اعتقاداتم‌ صد برابر شده‌است‌.

 منبع: خبرگزاری نیوس

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 13:34  توسط مهزیار اصفهانی  | 

دکتر صادق طباطبائی و ناگفته های خاکسپاری شریعتی


امام موسي صدر از وفات دكتر شريعتي خيلي افسرده شدند. بايد دانست كه براي انتقال جنازه دكتر به زينبيه(ع) و همچنين مراسم هفتم و چهلم دكتر در لبنان، امام صدر سنگ تمام گذاشتند. بايد گفته شود كه بعد از اعلام وفات دكتر، رژيم شاهي ورق را ناگهان برگرداند و در نظر داشت با تجليل و احترام خاصي جنازه دكتر را به ايران بياورد. اين مطلب را در متن و فحواي روزنامه‌هاي آن روز ايران مي‌توان ديد. رژيم در واقع مي‌خواست وانمود كند كه او مورد قبول و حمايت نظام شاهنشاهي است. بلكه تأثير كلام او را در جوانان و انقلابيون از بين ببرد. در لندن هم سفارت ايران در خواست كرده بود جنازه را تحويل بگيرد و به عنوان متولي يك ايراني كه در آنجا فوت كرده است وارد كار شود. اقدامات ما هم مي‌رفت تا بي‌ثمر شود که با احسان، فرزند دكتر كه در آمريكا بود، توانستيم ارتباط برقرار كنيم. خوشبختانه او در همان روز‌ها وارد 18 سالگي شده بود. قرار شد تلگرافي به پزشك قانوني لندن مخابره کرده و از آن‌ها بخواهد تا آمدن او جنازه را در سرد خانه نگاه دارند و به كسي تحويل ندهند.

ابتدا تلاش ما اين بود كه جنازه را به نجف ببريم ولي رژيم عراق را برادران ما در عراق خصوصا آقاي دعايي نتوانستند راضي كنند و آنها نمي‌خواستند با شاه روابطشان را تيره كنند. لذا با آقاي صدر تماس گرفتيم، ايشان گفتند به سوريه بياييد و همين کار را هم کرديم.

در مورد تشييع جنازه دکتر در لندن در کتاب خاطراتم به تفصيل پرداخته‌ام. لذا در اينجا اجمالا مي‌گويم که به شدت نگران بوديم مبادا از ساواک رودست بخوريم. چون احتمال مي‌داديم ايادي ساواک با همدستي پليس انگليس جنازه را بربايند.

در مراسم تشييع جنازه دکتر شريعتي، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي ‌دانشجويان در اروپا يک بسيج عمومي‌ و سراسري از تمامي‌ دانشگاه‌هاي اروپا در لندن ترتيب داده بود. به طوري که مراسم تشييع به يک تظاهرات عظيم ضدرژيم سلطنتي ايران تبديل شده بود.اجتماع عظيم دانشجويان به صورت صفوف منظم چهارنفري به دنبال جسد دکتر که در آمبولانسي حمل مي‌شد، از خيابان‌هاي بزرگ و مهم لندن با طنين بلند «الله‌اکبر» و «لااله‌الاالله» عبور مي‌کرد. در مسير راه، اطلاعيه‌هايي در معرفي دکتر شريعتي و تشريح اوضاع سياسي ايران به زبان انگليسي به مردم و تماشاچيان داده مي‌شد. پليس‌هاي محافظ نيز سوار بر اسب‌هاي تنومند، دو طرف صفوف راهپيمايان را اسکورت مي‌کرد.بالاخره پس از رسيدن به ميدان نزديک‌ «هايدپارک» بر جنازه نماز گزارده شد و سپس آمبولانس جنازه را به سردخانه شرکت هواپيمايي سوريه منتقل کرد. در تمامي ‌مسير حرکت و حتي پس از آن تا سردخانه و بالاخره تا هنگام پرواز پيوسته چند تن از برادران در کنار جنازه مانده و بشدت از آن محافظت مي‌کردند.

حدود ساعت 22بود که هواپيماي جمبوجت سوري حامل جنازه دکتر و پانزده تن از همراهان او، لندن را به مقصد دمشق ترک کرد.

در فرودگاه بين‌المللي دمشق، امام موسي صدر، دکتر چمران، نماينده آقاي حافظ اسد، وزير اوقاف سوريه و نيز حجت‌الاسلام دکتر محمد مفتح که در آن موقع در دمشق بود و آقاي سيدمحمود دعايي که از نجف شبانه خود را به آنجا رسانده بود، منتظر ما بودند.

حوالي اذان صبح بود که هواپيما در دمشق بر زمين نشست.


تألم و تأثر غير‌قابل‌وصفي همه ما را در بر گرفته بود. به ميزباني وزير اوقاف سوريه و امام صدر به سالن تشريفات رياست‌جمهوري هدايت شديم. پيام تسليت آقاي «حافظ اسد» توسط وزير اوقاف سوريه به همه ما و خصوصا به احسان شريعتي ابلاغ گرديد.

همه ما مشغول صرف قهوه عربي و چاي بوديم که يکي از مأموران فرودگاه مطلبي را در گوشي به آقاي صدر گفت. لحظه‌اي بعد آقاي صدر با اشاره مرا خواستند و آهسته به من گفتند خدا کند رودست نخورده باشيد زيرا ظاهرا در هواپيما از جنازه خبري نيست و اضافه کردند بر خود مسلط باشم تا چند دقيقه ديگر که ببينيم چه اتفاقي خواهد افتاد.
صادق قطب‌زاده که متوجه جريان شده و حالت بهت و حيرت مرا تشخيص داده بود، مرا به کناري کشيد و جوياي موضوع شد. من نيز همان مطلب را براي او باز گو کردم. سخت برآشفته شد، خصوصا که او عهده‌دار حفاظت از جنازه بود.
دقايق سختي بر ما گذشت تا اين‌که صداي تلاوت آيات قرآن بلندشد. آقاي صدر به من اشاره کردند که نگران نباشيم.
بعدا معلوم شد که چون جسد موميايي شده بود، آن را در قسمت مرسله‌هاي ديپلماتيک جاي داده بودند. مأموران تخليه بار که در قسمت مخصوص حمل اجساد، جنازه را نيافته بودند موضوع را به اقاي صدر خبر دادند. زماني که براي تخليه ساير مرسله‌ها و بارها به ديگر قسمت‌ها مراجعه کردند با جعبه حاوي پيکر دکتر مواجه شدند.

بعد از انجام مراسم احترام در فرودگاه،همگي به دنبال پيکر پاک دکتر به زينبيه رفتيم. در آنجا تني چند از روحانيون مبارز مقيم دمشق و تعدادي از اعضاي انجمن اسلامي ‌دانشگاه‌هاي بيروت در انتظار ما بودند.
به امامت آقاي صدر، نماز بر ميت خوانده شد و سپس جنازه بر دوش حاضران تا آرامگاه مورد نظر تشييع گرديد.

حال و روزگار عاطفي ما در آن لحظات قابل بيان نيست. به ياد دارم که دفن جسد به دليل قرائت دعاهاي مخصوص، به ويژه مرثيه‌اي که مصطفي چمران قرائت کرد طول كشيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 11:27  توسط مهزیار اصفهانی  | 

مرجعی با انديشه جهانی

 

آیت الله بروجردی در عصر خود رقیبی نداشت و شاید به دلیل همین زعامت، در جهان شیعه، اندیشه ای جهانی داشت.

آیت الله بجنوردی: "ایشان طرز تفکرش این طور بود که به ایران بسنده نمی کرد، بلکه مسجد مهمی در هامبورگ آلمان ساخت که الان هم هست و مرکز اسلامی بزرگی است، مبلغین به خارج از کشور اعزام می کرد، به پاکستان، هندوستان و کشورهای دیگر و زمینه درس ها را به سمت مسائل مورد ابتلا می برد و تشویق می کرد."

آیت الله بروجردی چه در انتخاب مبلغان و نمایندگانش در کشورهای مختلف و چه در پروردن شاگردان برجسته، بسیار سنجیده عمل می کرد و از همین رو بسیاری از آنها در زمان او و پس از او مصدر تحولاتی اساسی در فکر و روش های حوزه بودند.

"در 1336-7، مرحوم بروجردی، مرحوم دکتر مهدی حائری یزدی پسر مرحوم شیخ عبدالکریم حائری یزدی را، که شخصیت برجسته و وارسته ای بود و از نظر علمی همان موقع هم مقام شامخی داشت، به عنوان نماینده خودش به واشنگتن فرستاد. این خیلی مهم بود به خصوص در تقابل با افراد سنتی و متحجر که مرجع تقلید وجوهات شرعیه را به روحانی جوانی بدهد که می رود در کشوری سرا تا پا کفر مثل ایالات متحده آمریکا مستقر شود. ولی مرحوم بروجردی این کار را کرد و چقدر کار خوبی بود. همین وضعیت را ما در اروپا در مرکز اسلامی هامبوگ می بینیم که ایشان نقش بسیار مهمی در حمایت از این مرکز که بعدها مرحوم بهشتی هم آن جا رفت و کسان دیگری هم مثل آقای خاتمی بودند، ایفا کرد. مرحوم بروجردی نسبت به این نوع مسائل بسیار دقیق بود. یا بعضی از مطالعات روحانیان جوان حوزه را تسریع و تشویق می کرد که مؤثر بود."

انديشه تقريب مذاهب اسلامی

در واقع او نه تنها حرکت های تازه ای در تبلیغ تشیع آغاز کرد که در رابطه با اهل سنت نیز به گفت و گوی بین مذاهب می اندیشید. محمد مهدی خلجی:

"ایشان اولین کسی است که عده ای را برای تبلیغ به اروپا می فرستد. ایشان اولین کسی است که ارتباط با اهل سنت پیدا می کند و فکر تقریب بین مذاهب اسلامی را ترویج می کند. ایشان اولین کس در دوران معاصر است که در بحث فقهی خودش به مجامع روایی اهل سنت توجه می کند و خلاصه در بسیاری زمینه ها ایشان اولین است. ایشان رمق تازه ای را به حوزه قم می دهد، حوزه ای که پیش از او بین چند مرجع تقلید، چند پاره شده بود. لذا از بسیاری جهات کارهای او نو است."

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 9:51  توسط مهزیار اصفهانی  | 

توحید القبور عبد الوهاب یا توحید القصور سید قطب!

 

یکی از بزرگترین چالشهایی که گریبانگیر تفکر وهابیت در عربستان شد نشر عقائد سید قطب بود

 

سيد قطب شاعر و تخصص او ادبيات، نمايش‌نامه نويسي و نقد ادبي بود؛ اما تخصص او علوم اسلامي نبود و حتي عليه اسلام هم كتاب نوشته بود وي در سن 45 سالگي با اسلام آشتي كرد و مسلمان شد سيد قطب مي‌گفت چون من كافر و ضد اسلام بوده‌ام و كتاب‌هايي عليه اسلام نوشته‌ام، روز تولد من همان روزي است كه به اسلام گرديدم

به زودي بزرگان وهابيت متوجه خطر تفكرات سيد قطب شدند بزرگان وهابيت، مانند شيخ ربيع مدخلي، شيخ سليمان عوده، شيخ عثيمين، شيخ بن باز، شيخ مقبل وادعي گفتند قبلاً توحيد محمد بن عبدالوهاب در سراسر جهان مطرح بوده است و سيد قطب كتابي بر ضد وهابيت ننوشته و اصلاً شايد كتاب‌هاي محمد بن عبدالوهاب را نديده باشد، ولي او به تفسير آيات توحيدي پرداخته و بنا به گفتة آقاي ربيع مدخلي هركس كه كتاب تفسير قرآن ايشان را خوانده، ضد وهابيت شده است اين واقعيتي است كه من و دوستانم كه قبلاً وهابي بوديم، اين مسأله را تجربه كرده‌ايم و واقعاً عمل سيد قطب خنثي كردن توحيد وهابيت است


در هنگام اعدام از سيد قطب پرسيدند كه شما جاهليت عرب را در قرن بيستم مطرح كرديد، مگر در عربستان توحيد نيست؟ سيد قطب خنديد و گفت: اين توحيد صحرايي و بدوي است نه آن توحيدي كه پيامبر (ص) براي آن فرستاده شدند!

پس از آن حكومت عربستان دچار يك اشتباه بزرگ شد و به محمد، برادر سيد قطب كه متأثر از تفكرات او بود، اجازه تبليغ و بسط تفكرات سيد قطب را در كشور عربستان داد و او هم تفكرات سيد قطب را به سراسر جهان منتقل و پخش كرد

محمد قطب داراي 60 تأليف است و او نيز همچون برادرش در مصر محكوم به اعدام بود، ولي با رفتن جمال عبدالناصر از اعدام رهايي و از مصر اخراج شد به علت مشكلات دو كشور مصر و عربستان و از آنجا كه حكومت مصر مخالف پادشاهي بود، عربستان از محمد قطب استقبال كرد و قصه از اينجا شروع شد ربيع مدخلي كه بزرگ‌ترين مورخ وهابيت در قرن بيستم است، مي‌گويد: بزرگ‌ترين اشتباه وهابيت استقبال از محمد قطب بوده است

بن لادن نيز از كساني است كه نزد شاگردان محمد قطب درس خوانده است وي در طول تحصيلاتش كم كم متوجه كتاب‌هاي سيد قطب شد و بعد از خواندن آن‌ها ديگر امريكا را به تمسخر مي‌گرفت


در نامه بن لادن خطاب به بن باز، اين لحن را به خوبي مي‌توان ديد اين نامه قبل از حادثه 11 سپتامبر است درباره دولت آن‌ها در افغانستان نيز شيخ ربيع مدخلي در نامه‌اي خطاب به بن باز مي‌گويد: اين دولت، دولت ما نيست! اين توحيد محمد بن عبدالوهاب نيست! اين توحيد سيد قطب است! و ربيع مدخلي كسي است كه بن باز مي‌گويد جنبش‌هايي كه ربيع مدخلي قبول ندارد من نيز قبول ندارم!

 

البته در جريان دولت طالبان در افغانستان عناصري از هر دو نوع جريان وهابيت حضور داشتند، يعني هم توحيد درباري بود و هم توحيد قطبي يا انقلابي، ولي نزاع اين دو جريان از مدت‌ها پيش شكل گرفته و ادامه دارد به عنوان نمونه بايد از شخصي به نام عبدالله عزام نام برد كه قبل از حوادث 11 سپتامبر كشته شد وي در نامه‌هاي متعددي به رد شيخ ربيع مدخلي پرداخته است

نكته مهم ديگر اين‌كه در ميان شخصيت‌هاي وهابيت درباري، چهره‌سازي‌هاي متعددي صورت گرفته كه در اين زمينه علاوه بر بن باز و ربيع مدخلي، بايد از جامي هم ياد كرد كه حتي به نام او جرياني از وهابيت به نام جاميه شناخته مي‌شوند و از مشخصات آن‌ها افراط در تفكرات درباري و عشق آنان به كاخ و قصر سلاطين است و وهابيان قطبيه بر ضد آنان كتاب‌هاي بسياري نوشته‌اند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 7:42  توسط مهزیار اصفهانی  | 

مقصود توئی کاریکاتور بهانه است!

 

دشمنان ملت ایران همیشه و در طول تاریخ چشم به خاک ایران دوخته اند و در صدد تجزیه خاک ایران بر آمده اند تا به گونه ای بتوانند موقعیت ژئوپولوتیک ایران را در منطقهء خاورمیانه از بین ببرند یکی از نقاطی که در تاریخ معاصر همیشه برای حکومت تهران دردسر ساز بوده منطقهء آذربایجان است در دوران قاجار نیز همین منطقه برای حکومت قاجار دردسرهایی را بوجود آورد اما فقط با درایت عباس میرزا بود که حکومت قاجار بزرگترین پیروزی که بدست آورد این بود که شهر تبریز را حفظ کرد و نگذاشت به دست روسها بیافتد هر چند که شهر های بسیاری را از دست داد ولی هر چه که بود تبریز در آن دوران حفظ شد و تحت پرچم حکومت تهران قرار گرفت ولی دیگران هنوز که هنوز است چشم طمع به تبریز دوخته اند و از هر موقعیتی که پیش می آید در جهت اهداف تجزیه طلبانه خود بر می آیند سال هاست که در جمهوری آذربایجان تحرکات تجزیه طلبانه برای تمامیت ارضی کشور دیده می شود و گروه های تجزیه طلب خودشان را برای چنین مواردی آماده کرده اند منتظرند موجی بیاید و آنها بر موج سوار شوند و تاخت و تاز را آغاز کنند در خاطرم هست که رئیس جمهور آذربایجان زمانی در صحبت هایش گفته بود پایتخت حقیقی جمهوری آذربایجان تبریز است نه باکو! و این نشان دهندهء این است که اراده های شومی پشت پردهء این نا آرامی ها قرار دارد و عده ای منتظرند که از جهالت عده ای سود پر منفعتی ببرند پس به عنوان یک ایرانی از هموطنان آذری می خواهیم متوجه این اهداف شوم باشند و خواسته یا نا خواسته خود را در گیر در اهداف تجزیه طلبان نکنند و حکومت نیز باید ضمن برآورده کردن خواسته های به حق مردم آذربایجان در مقابل هر گونه اغتشاش و تجزیه طلبی قاطعانه با عوامل آن بر خورد کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 12:23  توسط مهزیار اصفهانی  | 

ضعف فرهنگی علت اغتشاشات آذربایجان!

این روزها اختلافات مذهبی دوباره اوج گرفته و تحولات عراق به علاوه اصرار وهابی‌ها و طالبانی‌ها، حوزه آن اختلافات را به داخل ایران کشانده است.

اگر وزارت ارشاد و دیگر نهادها، به خصوص مراجع تقلید چاره ای برای این مهم نیندیشند و جلوی این افراط ها را نگیرند، بدون تردید وضعیت بدتری هم در انتظار ایران خواهد بود و وحدت ملی را سخت در معرض تهدید قرار خواهد داد. مسئولان به همان اندازه که می باید جلو نفوذ افکار تفرقه انگیز مذهبی از خارج را به مناطق داخلی بگیرند، باید از رشد و گسترش این افکار در مراکز داخلی هم که می تواند سوژه ای برای مخالفان باشد، جلوگیری کنند. فراموش نکنیم که دولت صفوی، قربانی همین افراط گری های مذهبی شد و مخالفانش را تحریک به براندازی خود کرد.

تدوین یک چهارچوب معقول و فکری برای استحکام بخشی به وحدت ملی، نیاز به همدلی و همفکری بیشتر متفکران اقوام موجود در ایران دارد، متفکران و شخصیت‌هایی که غالبا افرادی فهمیده و علاقمند به سرنوشت ایران هستند. بگذريم که گاه برخوردهایی هم با آنان صورت می گیرد!

به نظر می‌رسد هیچ گاه شرایط مناسب‌تر از امروز نبوده است که متفکران و متنفذانی از همه اقوام جمع شده و برای استواری این وحدت ملی چاره‌های عملی بیندیشند و آن چهارچوب را تدوین کنند. افرادی که به ایران و اسلام علاقه مند هستند و از عمق وجود عاشق همکاری و همدلی هستند.

و اما نسبت به آذربایجان، منهای آن که می‌بایست دست افراطی‌ها را قطع کرد و با عاملان نفوذی مقابله قاطع داشت، لازم است تا زمینه‌های فرهنگی بیشتری برای ایجاد همدلی و همراهی فراهم کرد.
سالهای متمادی است که به شکل‌های بسیار زشتی ادبیات تحقیر این جماعت، گرچه به شوخی، رایج گشته است و از ابزارهای گوناگون برای رواج این قبیل داستان‌های زشت كه نسبت به اقوام دیگر هم، آن هم مع‌الاسف در شکل زشت و غیر اخلاقی، استفاده مي‌شود.

در مقابل این موج که امروز آثار ویرانگر آن را شاهدیم، چه می‌توان کرد؟

به نظر می رسد به راحتی بتوان دامنه رشد این وضعیت اسف انگیز را با استفاده از راه های مختلف محدود و سپس آن را به حداقل رساند. درست همان طور که در بسیاری از کشورها طنزها و حرفهای هرز و غیر اخلاقی را کنترل می‌کنند.

به علاوه، مراکزی که کارهای تربیتی و اخلاقی انجام می‌دهند و رسالت تهذیب را دنبال می‌کنند، باید دستورالعمل‌هایی را تدوین کرده و راهکارهای مبارزه با این قبیل طنزها را که هر روز توسعه می‌یابد ارائه دهند.

آگاهیم که در دین مبین اسلام، توهین به مسلمانان، به خصوص در قالب تمسخر و نسبت دادن القاب زشت، کاري بسیار زشت و نابخشودنی است. به همین ترتیب، مراکز دینی، مبلغان مذهبی و مداحان نیز با تدوین و ترويج فقه اخلاقی این قبیل طنزها می توانند متدینین جامعه را تحت تأثیر قرار داده و محدودیت رواج این هرزه گویی ها را از این قشر که عمده مردم کشورمان هستند، آغاز کنند.

حتی در صورتی که احساس شود توسعه این طنزها می‌تواند تبعات منفی جدی برای وحدت ملی کشور پدید آورد، این ممکن است که قوانینی هم برای جلوگیری از آنها وضع شود.

با این همه، نباید غفلت کرد که همزمانی بالا گرفتن مسائل قومی در چند منطقه، بسیار سریع انسان را به این نکته منتقل می‌کند که یکی از عوامل اصلی اما پنهان و جدی وضعیت امروز، تحریکات بیرونی است که تلاش می کند کشور را از درون تهدید کند.

در این صورت، لازم است تا دولت و نخبگان و دانشجویان و عالمان و فرهیختگان، ضمن آن که تلاش می‌کنند ریشه‌های فرهنگی و اقتصادی و سیاسی را از بین ببرند، قاطعانه در برابر تحریکات خارجی بایستند. از میان بردن آن تحریکات، مشروط به حل و فصل مسائل مربوطه در داخل و از میان بردن زمینه‌های نفاق و اختلاف است. بی توجهی به این مسائل نه تنها سبب تعمیق و گسترش آنها در مناطق یاد شده می‌شود بلکه بسا به سایر مناطق نیز کشیده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 11:48  توسط مهزیار اصفهانی  | 

يك محقق ژاپني با انتشار يافته‌هاي تحقيقات خود مدعي شد كه مولكول‌هاي آب نسبت به مفاهيم انساني تأثيرپذ

نظريه اين محقق ژاپني كه تاكنون از سوي مؤسسات علمي فيزيكي و زيست‌شناسي مورد تأييد قرار گرفته است، مبتني بر بررسي نمونه‌هاي فراواني از كريستال‌هاي منجمدشده آب و مقايسه آن با يكديگر است.
پروفسور «ايموتو»‌كه يافته‌هاي خود را در سه جلد كتاب ارائه كرده است، معتقد است كه مفاهيم متافيزيكي محيط بر روي تركيب مولكولي آب تأثير مي‌گذارد.
اين دانشمند ژاپني كه فارغ‌التحصيل دانشگاه يوكوهاماست، داراي يك مؤسسه تحقيقاتي به نام SHM در ژاپن است كه امور تحقيقاتي مربوط به كريستاليزه شدن آب را در آنجا انجام مي‌دهد. 
آب، پيام مهمي براي ما دارد. آب به ما مي‌گويد كه نگاه عميق‌تري به خودمان بيندازيم. زماني كه با آيينه آب به تماشاي خود مي‌نشينيم، اين پيام به طور شگفت‌آوري خود را شفاف و درخشان مي‌كند. مي‌دانيم كه زندگي بشر مستقيما به كيفيت آبي كه در اطراف ما يا درون بدن ماست، روي آورده است. تصاوير و اطلاعات ارائه‌شده در اين مقاله،‌ بازتابي از فعاليت «ماسارو ايموتو»، محقق خلاق و روياپرداز ژاپني است. «ايموتو» كتابي با نام «پيغام آب» منتشر كرده كه برگرفته از يافته‌هاي تحقيقات جهاني وي است. اگر شما نسبت به تأثيرپذيري افكارتان از وقايع درون يا پيرامونتان شك و ترديد داريد، اطلاعات و عكس‌هايي كه در اينجا آورده شده را ببيند. اين تصاوير مستقيما بر اساس نتايج به دست آمده در كتاب انتشاريافته «ايموتو» است، مطمئنا در فكر و ذهن شما دگرگوني پديد مي‌آورد و عقايد شما را عميقا تغيير خواهد داد.
بنا بر آنچه در كتاب «ايموتو» آمده است، ما به مدارك حقيقي دست يافته‌ايم كه نشان مي‌دهد، انرژي ارتعاشي بشر، افكار، نظرات و موسيقي بر ساختار مولكولي آب اثر مي‌گذارد.
آب، ماده‌اي بسيار سازگار است، به گونه‌اي شكل فيزيكي آب به آساني با محيطي كه در آن هست، انطباق پيدا مي‌كند و نه تنها از نظر فيزيكي تغيير مي‌كند، بلكه شكل مولكولي آن نيز تغيير مي‌يابد. انرژي يا ارتعاشات محيط، شكل مولكولي آب را تغيير مي‌دهد. از اين جنبه، نه تنها آب توانايي آن را دارد كه از حيث ديداري، محيط خود را منعكس كند، بلكه از حيث مولكولي هم در انعكاس محيط اطراف خود عمل مي‌كند.
«ايموتو»، تغييرات مولكولي آب را به وسيله تكنيك‌هاي عكسبرداري و مشاهده ميكروسكوپي به صورت سند و مدرك درآورده است. به اين صورت كه وي قطراتي از آب را به صورت يخ درآورده و سپس آنها را در يك فضاي تاريك ميكروسكوپي مورد آزمايش كه از قابليت‌هاي عكاسي برخوردار بوده، قرار داده است. تحقيقات وي، آشكارا تغيير شكل ساختار مولكول آب را به نمايش گذاشته است و اثر محيط بر ساختار آب را نشان مي‌دهد.
برف، بيش از چندين ميليون سال است كه بر زمين فرود مي‌آيد و همان‌گونه كه مي‌دانيم، هر دانه برف‌، داراي شكل و ساختار خاص و منحصر به فرد است. با تبديل يخ به آب و عكسبرداري از ساختار آن، شما به اطلاعات باورنكردني‌اي آب دست پيدا مي‌كنيد.
«ايموتو» به تفاوت‌هاي جالب‌توجهي در ساختار كريستالي آب دست يافته است كه از منابع گوناگون و شرايط مختلف در روي كره زمين تهيه شده‌اند. آبي كه از نخستين محل خود از كوه جاري مي‌شود و چشمه‌هايي كه جاري هستند، طرح‌هاي هندسي بسيار زيبايي از الگوهاي كريستالي‌شده خود ارائه مي‌دهند. آب آلوده و سمي كه از نواحي پرجمعيت و صنعتي به دست آمده است و آب راكد كوله‌هاي آب و سدهاي ذخيره، به صراحت ساختارهاي كريستالي تغييريافته و برحسب اتفاق شكل‌گرفته آب را نشان مي‌دهد.

بنابراين، با توجه به عموميت موسيقي درماني، «ايموتو» تصميم گرفت ببيند، موسيقي چه اثراتي بر شكل‌گيري ساختار آب دارد. او آب مقطر را ساعت‌ها بين دو نفر كه در حال صحبت كردن بودند، قرار داد و سپس از كريستال‌هاي آن آب، پس از انجماد،‌ عكسبرداري كرد.


آب به صورتي زنده و تأثيرپذير به هر يك از احساسات و انديشه‌هايمان پاسخ مي‌دهد. كاملا روشن است كه آب به آساني، ارتعاشات و انرژي محيطش را به خود مي‌گيرد و جذب مي‌كند؛ خواه آلوده، سمي يا راكد و كهنه باشد. كار غيرعادي «ايموتو»، نمايشي پرهيبت است و ابزاري قدرتمند كه مي‌تواند، درك ما را از خودمان و جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم، براي هميشه تغيير دهد. هم‌اكنون مدرك قوي و محكمي داريم كه مي‌توانيم به طور مثبت، خود و سياره خود را با انتخاب افكاري كه براي انديشيدن برمي‌گزينيم و راه‌هايي كه اين افكار را به فعليت مي‌رسانئ درمان نموده تفيير شكل دهيم

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 22:36  توسط مهزیار اصفهانی  | 

امتحان امام خميني از مدعيان رابطه با امام زمان!

محمدعلي ابطحي در سايت شخصي خود قبلا نوشته بود: آيت‌الله توسلي، يار و همراه هميشگي امام که چندي پيش در مورد خطر تحجر هشدار داده بود، داستاني را از امام نقل مي‌کرد که مي‌گفت يکبار آن را در يکي از مجامع رسمي نيز نقل کرده است و نقل مجدد آن را اين روزها مناسب مي‌دانست.

يک بار دو نفر از بزرگان کشور قانع مي‌شوند که چند نفر با امام زمان رابطه مستقيم دارند و واسطه شدند تا امام خميني آنان را ملاقات کند. امام با جملاتي که نشان عدم اعتقادشان به اين مسائل بوده است در ابتدا رد مي‌کنند، آنها اصرار مي‌کنند. حرف آن دو نفر را نمي‌شد ناديده گرفت. امام گفته بودند حالا که آن دو نفر مي‌گويند، بگوييد بيايند. سه نفر بودند. دو مرد و يک زن.

تا اينجا را آقاي توسلي خودش شاهد بوده است. بعد از اتمام جلسه، حاج احمد آقا که همراه آنان در جلسه بوده براي آقاي توسلي و ديگر نزديکان تعريف کرده است که امام به جاي شيفتگي نسبت به آنان به آنها گفته‌اند از حضرت بپرسيد که يک چيزي است که من به آن خيلي علاقه دارم، آن چيست؟ و دوم آنکه کتاب شعري داشته‌ام که چهل سال است آن را مفقود کرده‌ام، آن کجاست؟ و سوم يک سؤال علمي و فلسفي: رابطه حادث و قديم در فلسفه چيست؟

آقاي صدوقي، امام جمعه يزد که از دوستان نزديک احمد آقا بود، اضافه کرد که امام به احمد آقا گفته بودند، ديدم ممکن است تصادفا براي آن دو سؤال پاسخ پيدا شود و لذا به ذهنم رسيد که حتما يک سؤال علمي سخت بپرسم. آنها رفتند. آقاي توسلي مي‌گفت سه روز بعد آنان را در سه راهي بيت جماران ديدم. پاسخ آورده بودند. پاسخ آنان را که نمي‌دانست چه بوده پيش امام بردند، بي آنکه امام با آنها ملاقات کند. وقتي پاسخ آنان را امام شنيد، به آنها پيغام داد: برويد شيادها!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 4:8  توسط مهزیار اصفهانی  | 

رشاد خلیفه که بود؟

 دكتر رشاد خليفه مصرى‏الاصل و بيوشيميست مصري ساکن امريكا بود كه فرضيه عدد نوزده را پيش كشيد كه بسم‏الله‏الرحمن الرحيم، نوزده حرف است و كلمه «اسم‏» نوزده‏بار در قرآن آمده است، و كلمه جلاله (الله) 2698 بار كه مضربى از نوزده است; يعنى 142 در 19; و «الرحمن‏» 57 بار (19 در 3)، و «الرحيم‏» 114 بار (6 در 19) در قرآن به‏كار رفته است. اما نظريه او از دو جهت غوغا به‏بار آورد: يكى آن‏كه عدد نوزده در قرآن شماره نگهبانان جهنم هم هست (عليها تسعة عشر). اين اشكالى به‏بار نمى‏آورد، ولى عدد نوزده عدد مقدس بابيان و بهاييان است; يعنى «حروف حى‏» يا اصحاب نزديك باب است، لذا مسلمانان از اين نظريه برآشفتند و آشوب‏هاى پس از ادعاي پيامبري اودر نهايت به‏ترور يا قتل رشاد خليفه انجاميد. اشكال ديگر نظريه او اين بود كه تا حدودى «حساب سازى‏» در آن مشاهده شد. ازجمله يكى از بزرگ‏ترين قرآن‏پژوهان ايران، آقاى دكتر محمود روحانى، كه صاحب يكى از فرهنگ‏ها و فهرست‏هاى آمارى قرآن است (به‏نام فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم/ المعجم الاحصائى لالفاظ القرآن الكريم، 3 مجلد، طبع مشهد، مؤسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوى)، بررسى جديد و دقيقى درباره آمار كلمه جلاله (الله) در قرآن انجام داده و از نظريه دكتر رشاد خليفه هم باخبر بوده است و با قاطعيت تمام آمار اين كلمه نشان مى‏دهد كه با آمار رشاد خليفه اختلاف، و با المعجم المفهرس معروف محمد فؤاد عبدالباقى اختلاف دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 15:2  توسط مهزیار اصفهانی  | 

این السبب المتصل بین الارض و السماء

در جامعهء امروزی ما بعضی از نا آگاهان و یا مغرضان قصد دارند با القاء شبهات واهی تلاش کنند تا اعتقادات شیعیان را نسبت به چهارده معصوم کم رنگ نمایند از جمله این شبهات این است که

توسل به ائمه و قرار دادن ایشان در کنار درخواست مستقیم از خدا نوعی انحراف است؟

 و مدعی هستند بحث شفاعت در مقابل بحث توکل یک بحث کم رنگ است در صورتی که بحث شفاعت به هیچ عنوان بحث کمرنگی نیست بلکه بر عکس خیلی پر رنگ است خداوند متعال در آیه 35 سوره مائده می فرماید یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیله خداوند متعال فرمود برای رسیدن به او از (وسیله) استفاده کنید در تفسیر لغت (وسیله) که مراد از آن چیست  شیعه و بعضی از اهل تسنن مطالبی نوشته اند که (وسیله) یعنی علی بن ابی طالب علیه السلام

ارتباط مستقیم با خدا حاصل نمی شود مگر با عمل کردن به اوامر و نواهی حجج او در زمین و همین گردش بین اوامر و نواهی مولا علیه السلام سبب قرب به حق متعال خواهد شد چرا که خداوند به ما فرمود:  اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم و به همین جهت روشن می شود که ارتباط مستقیم با خداوند متعال بدون حرکت در دوایر امر و نهی مولا کلا امری باطل و زعمی بیهوده است انسان های ناقص و آلوده به گناه اگر طالب قربی هستند باید از مقربان درگاه خداوند کمک بخواهند چنانچه در جلد 99 بحار الانوار مجلسی ص107 می خوانیم: 

 أین وجه الله الذی یتوجه إلیه الأولیاء أین سبب المتصل بین الأرض و السماء أین صاحب یوم الفتح وناشر رایة الهدای (کجاست آن وجه الله که به واسطهء او اولیاء به خدا متوجه می شوند کجاست آن سبب اتصال بین زمین و آسمان کجاست صاحب روز پیروزی و برافرازندهء پرچم هدایت و باز در ادعیه آمده است یا محمد و یا علی یا علی و یا محمد اکفیانی فانکما کافیای وانصرانی فانکما ناصرای که به این معناست که محمد و علی هستند که اگر از حلقه بگوشان آنها باشید کفایت می کنند شما را چرا که حصول رضایت محمد و علی حصول رضایت خداست

در بحار الانوار ج51ص305 ملاحظه بفرمائید در زیارت جامعه کبیره و در مقابل مرقد امام هشتم می خوانیم مستشفع الی الله عز وجل بکم یعنی طلب شفاعت می کنم به واسطه شما از خداوند عز وجل  یا در قسمت دیگری از همین زیارت من اراد الله بدا بکم ... ومن قصده توجه بکم کسی که اراده خدا دارد از شما باید شروع کند و کسی که قصد خدا کرد باید به سوی شما متوجه باشد از این قسم عبارات در احادیث و معارف اهل بیت زیاد دیده می شود و یکی از علل شک کردن در این گونه موارد ضعف در توحید است یعنی کسانی که در مقامات ائمه متوقف هستند باید بنشینم با آنها بحث توحیدی انجام دهیم آنگاه متوجه می شویم چون در شناخت اسماء وصفات الهی مشکل دارند و توحید را خوب نگرفته اند در ادامه کشش مباحث امامت را ندارند چنانچه مثلا همین مشکل را وهابی ها در توحید دارند و در فهم توحید مانده اند و به پندار غلط خود دچار خبط در مصداق شده اند و به قبور و قبرستانها مشغولند یکی از اذکار معروف لا اله الا الله است که برای تقویت توحید نافع است امام رضا علیه السلام در حدیث سلسله ذهب فرمودند حضرت حق فرمود کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل فی حصنی امن من عذابی ولکن به شرطها و شروطها و انا من شروطها یعنی شما حقیقت توحید خدا را نخواهید فهمید تا من امام رضا را نشناسید و مرا نمی فهمید تا توحید را نفهمید اینها همه به هم ربط مستقیم دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 13:26  توسط مهزیار اصفهانی  | 

روياي تازه روحاني عراقي طالب مرجعيت!

«سيدمحمد الحسني»، كه چندي پيش با وجود بي‌مايگي علمي، ادعاي مرجعيت كرده بود، دست به تبليغات و كارهاي جديدتري زده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين ادعاي وي كه با مخالفت و اظهارنظر قاطع مراجع مطرح عراقي روبه‌رو شده، اما به‌كارگيري شيوه‌هاي جديد تبليغاتي توسط وي، ابعاد تازه‌تري پيدا كرده و او كه تا چند روز پيش خود را مرجع خطاب مي‌كرد، با راه‌اندازي يك سايت، خود را به عنوان ولي امر مسلمين جهان! خطاب كرده است!

«سيدمحمد الحسني»، كه چندي پيش با وجود بي‌مايگي علمي، ادعاي مرجعيت كرده بود، دست به تبليغات و كارهاي جديدتري زده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين ادعاي وي كه با مخالفت و اظهارنظر قاطع مراجع مطرح عراقي روبه‌رو شده، اما به‌كارگيري شيوه‌هاي جديد تبليغاتي توسط وي، ابعاد تازه‌تري پيدا كرده و او كه تا چند روز پيش خود را مرجع خطاب مي‌كرد، با راه‌اندازي يك سايت، خود را به عنوان ولي امر مسلمين جهان! خطاب كرده است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 15:32  توسط مهزیار اصفهانی  | 

سید محمود الحسنی الصرخی

 

در پي انتشار گزارشي درباره تحركات طلبه‌اي به نام سيدمحمود حسني الصرخي، كه خود را مجتهد و صاحب فتوا و نيز «سيد حسني موعود» معرفي مي‌كند، دفتر آيت‌الله سيدكاظم حائري، با صراحت اعلام كرد كه اعتمادي به او نيست.

گفته مي‌شود، اين طلبه مشكوك كه با سوءاستفاده از روايات اهل بيت(ع) به جمع‌آوري هواداراني براي خود پرداخته است، ضمن ادعاي اجتهاد و توان صدور فتوا، خود را از شاگردان آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر معرفي كرده بود.

وي همچنين با تحركات نامتعادل شعاري عليه اشغالگران تهران، زمينه اقدامات تلافي‌جويانه و پرهزينه عليه شيعيان عراق را فراهم كرده بود.

آيت‌الله سيدكاظم حسيني حائري، كه هم‌اكنون در قم سكونت دارد، برجسته‌ترين شاگرد شهيد آيت‌الله سيدمحمدباقر صدر به شمار مي‌رود و نزديك ميليون‌ها شيعه عراقي كه بيشتر آنان از طيف صدري‌ها به شمار مي‌روند، از ايشان تقليد مي‌كنند.

دفتر آيت الله سيد کاظم حائري از مراجع تقليد شيعيان عراق در قم در مورد خبر مندرج در سايت «بازتاب»، اعلام کرد: از نظر آيت الله حائري، سيد محمود الحسني الصرخي، مجتهد نيست و ايشان به وي اعتمادي ندارند.

متن کامل اين بيانيه که به زبان عربي منتشر شده، به اين شرح است:
مكتب المرجع الديني سماحة آية الله العظمى السيد كاظم الحسيني الحائري دام ظله الوارف
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
لا نعتقد باجتهاد السيد الحسني ولا نعتمد عليه.
المكتب - قم المقدسة

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 0:38  توسط مهزیار اصفهانی  | 

وإني لصاحب الكرات ودولة الدول

 

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند منم صاحب کرات و صاحب دولت انبیاء

 

قصد من از افتتاح این وبلاگ نوشتن است اما نه برای هرکس فقط برای آنهایی می نویسم که می خواهند اهل دقت باشند این نوشته ها فقط برای آنهاییست که تعدادشان قلیل است. که خداوند فرمود:

 

 وقلیل من عبادی الشکور

 

در جامعهء امروزی ما دین جایگاه خودش را از دست داده است و تنها چیزی که برای مردم ارزش به حساب می آید کثرت مال و زرق و برق و آزادی هوا و هوس است اطلاعات دینی مردم در این زمان تقریبا نزدیک به صفر رسیده فقط شنیده اند خدایی هست اگر شیعه هم باشند که فقط اسامی چهارده معصوم را بلدند آن هم از امام هشتم به بعد که می شود تقریبا در بیان اسامی با شک و تردید رو برو می شوند همگی ما به سوی ذخیره کردن اموال هستیم و مرگ هم به سرعت به دنبال ما می دود و به ناگاه ما را ملاقات خواهد کرد

 

اگر از عدهء قلیل هستید همراه با وبلاگ دولة الدول باشید که:

 

اللهم إنا نشکوا إلیک غیبة نبینا وکثرة عدونا وقلة عددنا

 

بار خدایا به تو شکایت می کنیم از غیبت پیامبرمان و زیادی دشمنانمان و کمی تعدادمان  

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 19:41  توسط مهزیار اصفهانی  |